پدر...
تكيه گاهي است كه بهشت زير پايش نيست...
اما هميشه به جرم پدر بودن
بايد ايستادگي كند
و با وجود همه ي مشكلات برتو لبخند زند تا تو دلگرم شوي
كه اگر بداني
چه كسي كشتي زندگي را
از ميان موج هاي سهمگين روزگار
به ساحل ارام روياهايت رسانده است
"پدرت" را مي پرستيدي...
@╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰ ....رفتنت... نمکی بود بر زخم هایم. من از دنیا یکی "تو" را داشتم یکی "خدا" را... از سر کوفت هایی که شنیدم بگویم؟؟؟ میگویند کجاست! آنکه بر سینه می زدی سنگش را؟؟؟ میگویند: الان با دیگریست...! برگرد وهمه دنیا را غافلگیر کن من حتی با خدا هم شرط بسته ام...!!!
@الـ ـ ـ هـه ....دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم در کنارخیابانی بایستم تو مرا بی آنکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی... هفتاد سال پیر شدن یک شبه ، به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی، می ارزد...!





13 سال و 2 ماه و 28 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبل