بآرآכּ
هر اتفاقی بیئوفته و در هر شرایطی أم که باشم بازم ، به آسمون لبخند میزنم,....
بآرآכּ
اتاق که سرد میشه کم کم ، دلِ منم یخ میزنه کم کم,...
بآرآכּ
همون اتاقِ ، همون دیواره ، همون پنجره هِ ، همون آسمونه ُ همون ماهِ .... :×
بآرآכּ
باور کن ، همیشه باور کن،.. که من به عشق صادق أم!،.......
بآرآכּ
إسم تو ، هر إسمی که هس،.. مث غزل چه عاشقانس؛......
بآرآכּ
معمولن همیشه چیزایی رو که باید بگم ُ میگم ، بدونِ رودربایستی و بدون خجالت..، چون معتقدم اگه چیزی هس ، باید حتمن گفته بشه !....
بآرآכּ
آسمون تا صدام میکنه ، دیگه نمیشنوم صدای کس دیگه ایی رو,...
بآرآכּ
چشامو تا میدوزم به آسمون ، دیگه دنیایی نمیبینم,....
بآرآכּ
مث یه نقطه ایی اون دور,, که هرچی بهش نزدیک تر میشی به جای واضح شدن ، محو تر میشه،...