Alireza
مــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخــــــاطب که تــــــو باشی … مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم....
Alireza
کـم کم دلـم از این و از آن سیر میشود با چشـم مهربان تـو تسخیر میشود این خوابها که همسفر هر شب من است یک روز مو به مو همه تعبیر میشود فرصت گذشت وقت زیادی نمانده است تعجیل کن عزیز دلم دیر میشود
Alireza
هيچ به غم ديروز نينديش ،رنج هرروز براي همان روز كافيست ، فردا هم براي خودانديشه هايي دارد.
Alireza
به غضنفر میگن بابات مرد ! میگه دروغ میگین ، یه چیزی شده نمی خواین بهم بگین .
Alireza
سلام به همگــــــــــی ما از باشگاه برگشتیم
Alireza
كم حجم ترن كتاب دنيا منتشر شد. (آنچه قضنفر مي داند!) اين كتاب فقط جلد دارد...
Alireza
به من نخند یه روز دلت دل به کسی میبنده اون روز میبینی عاشقی گریه داره نه خنده!! منهم یه روز میخندیدم به اشک سرد عاشق باور نمیکرد دل من ناله و درد عاشق...!!!
Alireza
اگر دبیر شیمی بودم نام تو را در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود اگر دبیر دینی بودم می دانستم که بعد از خدا تو را می پرستم اگر دبیر جغرافی بودم می دانستم که خوش آب و هوا ترین منطقه آغوش گرم تو است و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی ميگفتم عاشقتم
Alireza
به که پیغام دهم؟ به شباهنگ به شب مانده به راه؟ یا به انبوه کلاغان سیاه؟ به پرستو که سفر میکند از سردی فصل یا به مرغان بکوچنده ز شهر؟ به که پیغام دهم که به یادت هستم؟
Alireza
تنهــا بودن قــدرت مــی خــواهــد
و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد
کـه روزی مـی گفت
تنهــــایـت نمــی گــذارم !!
Alireza
بدنبال کسی هستم که با در آشنا باشد؛ دلش غمگین و ساده, کمی از جنس ما باشد**
Alireza
زندگي مثل يك پيانوست...كليد هاي سفيد آن شادي بخش و كليد هاي سياه آن غمناك هستند.اما فقط زماني كه كليد هاي سفيد و سياه پيانو با هم نواخته مي شوند مي توان آهنگ زيباي زندگي را ,شنيد...
Alireza
نگاهم کن که من محتاج ان چشمان دلتنگم بگو بامن دوباره راز مستی را که بی تو به یک دنیا شقایق دل نمیبندم