Alireza
خدايا به كه گويم ماجراي حسرت تنهايي خود را كه دنيا درددل دارم ولي از بغض خاموشم.
Alireza
سفري بايد كرد تا به عمق دل يك پيچك تنها كه چرا ، اين چنين سخت به خود مي پيچد ، شايد از راز درونش بشود كشفي كرد، شايد اوهم دلتنگ است؛ شايد...
Alireza
اگه یه تابلو تو آسمون باشه که همه ی دنیا اونو ببینند" روش چی مینویسی؟
Alireza
دعایم گرچه گیرا نیست دعایت میکنم اما!نمیدانم چه میخواهی""از او خواهم برای تو هر آنچه در دلت خواهی.
Alireza
اران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود راه می افتم بدون چتر من بغض میکنم ، آسمان گریه ...
Alireza
میخورد خون دلم مردمک چشم و سزاست، که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم........
Alireza
دیگر بهار هم سر حالم نمی کند / چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟ / وقتی که سنگ هم رحم به بالم نمی کند . . .
Alireza
به کسي محبت کني ؛ ازت فرار مي کنه.... بايد بزني تو سرش تا بيفته دنبالت.... اين قانون دنياست ... !
Alireza
در دايره عشق اگرباران بلاباريد،عاشق آن است كه ازدايره بيرون نرود. . .
Alireza
در انتظار فرصت عمری تباه کردم فرصت جوانیم بود ، من اشتباه کردم