Alireza
نسلي هستيم كه پشت نيسان وخاور خونديم عاقبت فرار از مدرسه اما پشت هيچ بي ام و دبيلويي ننوشته بودعاقبت چي!!
Alireza
زیر باران گریه می کردم ، آرام و بیصدا تو چتر را بالای سرم گرفتی اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند... ! و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید بالای دلم باشد نه روی سرم...
Alireza
چه عاشقانه نوشت شريعتى:من تو را دوست دارم و تو ديگرى را و ديگرى ديگرى را ... و در اين ميان همه تنهاييم.
Alireza
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم "میرم" بگه :نرو کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه : صبر کن منم باهات میام "تنها نرو"
Alireza
صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشاپرکشیدن،پرستو شدن!توکه پر نداری پرستو شوی؛ بشین درس بخون تا ارسطو شوی! فرارسیدن ماه امتحانات تسلیت باد!
Alireza
گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی / حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی من که از یاد تمام آشنایان رفته ام / وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی
Alireza
کسی نیامده جز او سر قرار خودش / نشست غرق تماشای آفتاب خودش چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح / کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش
Alireza
نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم / ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضیاییم
Alireza
دلتنگی های من به تو رفته اند ، آرام می آیند ، در سینه می نشینند ، دیگر نمی روند
Alireza
مــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخــــــاطب که تــــــو باشی … مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم....
Alireza
ما با یکدیگر عهد میبندیم
روز جداییمان روز وداع با زندگی باشد