Alireza
مهربانيت رابه دستي ببخش كه ميداني با او خواهي ماند وگرنه، حسرتي مي گذاري بردلي كه دوستت دارد
Alireza
کودکى انديشيد که خداچه ميخورد، چه می پوشد و كجا خانه دارد؟ ندا آمد: غصه بندگانش را ميخورد، گناهان بندگانش رامي پوشد ودر دل شكسته ای خانه دارد
Alireza
دوستان با وفا سایه گستر لحظه های تلخ و شیرین روزگارند ، سایه ات برقرار
Alireza
کمی گیجم کمی منگم ، عجیب است / پریده بی جهت رنگم ، عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش / برایت باز دلتنگم ، عجیب است
Alireza
قانون پایستگی واحد : واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !
Alireza
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
Alireza
فک نکنم هیچ کس به اندازه ی من تو دنبالر تنها باشه
Alireza
salam barobachehaye donbaleri