Alireza
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است !!!
Alireza
دلم می خواد با یکی دردو دل کنم
Alireza
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم!
Alireza
هرچند تنهایی را دوست ندارم ، اما دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم !
Alireza
م ست آن دوستم كه در تنهایى ام یادم كند در فراغ دورى خود سخت بیمارم كند.
Alireza
سوختن قصه ی شمع است ولی قسمت ماست / شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری / که جهنم نگزارد به تنم تاثیری
Alireza
یکی به من بگه درخواست دوستی چجوری باید داد
Alireza
ما رفاقت را در دانشگاهی آموختیم که بابت شهریه اش تمام زندگیمان را دادیم !
Alireza
در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست .
Alireza
در زندگانی به یادسه تن سوختم: 1 اول مادرم كه چشم به اودوختم 2 پدرم كه مردانگی از او اموختم 3 رفیقی كه جزمرام ومعرفت ازش چیزی نیاموختم
Alireza
کَس نمیداند در این بحر عمیق / سنگ ریزه قیمت دارد یا عقیق من همین دانم که در این روزگار / هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق
Alireza
چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم