كيــميــاگر
تا مياد همه چي رو از نو بسازه.....دوباره همه چي آوار ميشه..... خدايا چقد امتحان مي كني!!!
كيــميــاگر
هر وقت كم مياره....ميگه "كاش شاعر بودم يا يه فيلسوف" .... كم آوردم! باز هم!
كيــميــاگر
صدايش كفاف نميدهد....براي فرياد ِ اين درد
كيــميــاگر
چند روزه هستم ُ نيستم....
كيــميــاگر
عادت داشت غصه هاشو دود كنه.............هه منم غصش بودم!
كيــميــاگر
جايي براي گريز از درد نيست...
كيــميــاگر
وجدانش بيماره! درد داره! ... اي بي وجدان! نسخشُ بپيچ...
كيــميــاگر
پيدا شدم...هواي ِ توئم اينجاست!
كيــميــاگر
اون هم خودشو پيدا كرد!! ... تو ي ِ زير سيگاري ِ مرمري ميون ِ خاكسترا...
كيــميــاگر
كاش راه ِ فراري بود...يا حتي جايي براي پنهون شدن...
كيــميــاگر
فقط يك راه...فقط يك فرصت...بي تكرار ... اونوقت اشكت در نمياااااااد! ... بي راهه فرار!
كيــميــاگر
زندونه تنُ رهــــا كن! اي پـــــرنده پـــَر بگير....