كيــميــاگر
خودم را در چهارديواري ِ انتظار حبس كردم!
كيــميــاگر
نمي دونم خاليه دستاتو كي پُر مي كنه!
كيــميــاگر
نمي دونم تو كجايي دلِ تو مالِ كيه...اون دوتا چشماي نازت حالا تو فالِ كيه!
كيــميــاگر
اين روزگار نيست كه نامهربونه! اين مائيم كه روزگار رو به اين درد مبتلا كرديم!......آخه مُسري بود!
كيــميــاگر
از چي بگم وقتي دلم.....از دلِ تو دور مي مونه!
كيــميــاگر
يه جُمعه ي به تمام معنا جـُـمــعــه!
کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم!
15 سال و 4 ماه و 10 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبل
15 سال و 4 ماه و 10 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبلبر گرفته از جمله ي بالا
15 سال و 4 ماه و 10 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبل