از شاس الدوله بمبئی نقل عست:روزی شیخ [!] الدین از گذری عبور همی کردندی که چند جوان را درحال زدن بریک بدیدی.جوانان چون شیخ را بدیدند وی را همی مسخره کردندی و اورا ناتوان در بریک دنس دانستندی درحالی که مایکل جکسون از تلامیذ شیخ بودند.شیخ دریک حرکت خفن انگیزناک به زدن هلیکوپتری مبادرت ورزیدند.ایشان بقدری تند میچرخیدند که برای اندک لحظاتی به پرواز درآمدندی.آنگاه که نمایش تمام شد مید فینگر را بسمت آنان گرفت و کامان کامان گویان حریف میطلبید.نقل عست آن جوانان پس از این فاجعه به انجام حرکات دیپلماتیک متوسل شدند و در آن منطقه تا 60 سال هیچ گیاهی رشد نکرد.
مریدی پرسید: یا شیخ اینروزا همه باران گوش میدهند شما چه گوش میدهید؟ شیخ فرمود: همان که میگوید بیا دوری کنیم از هم؟ مرید خوشحال گفت:آری آری مولای من همان است شیخ فرمود : خیر آهنگ مورد علاقه شیخ : بیا نزدیکی کنیم با هم است! مرید که آب در دهانش خشک گردیده بود عقب عقب مسیر ورودی را خروج نمود و از نظر ناپدید گردید... "شیخ [!] الدین"، اقتباس شده از این ور و اونور
روزی مریدان نزد شیخ شدند و سوالها بسیار همی پرسیدند. شیخ جمله آنان بر محتوای خشتک خویش بگرفت و پاسخی می نداد. مریدان را طاقت به سر آمد و علت بپرسیدند. فرمود: ای بی خبران! فردا روز را روز پدر باشد و در آن بر پدر معنوی نیز ارج بسیار نهند. نه ذکر تهنیتی گفتید و نه بوسهای بر ما حوالت نمودید و همانا جمله از غافلان و زیانکارانید...و مریدان جمله شرمسار همی گشتند و بر خشتک شیخ بوسه ها همی زدند.
@الهام سادات
13 سال و 3 ماه و 20 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبل