#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(987 دفعه)
2
وووووووووووي همه ش بده خُ
1.2.3 چون درد دارن 4 حس نمیشه
من خودم ي دفعه محكم رفتم تو تير برق اونم از اون سيمانياش نصف صورتم فلج شده بود تا نيم ساعت تو خيابون نشسته بودم رو زمين صورتمو گرفته بودم الان يادم مي افته ميميرم از خنده ولي اون لحظه خيلي حال بدي داشتم احساس ميكردم دور سرم گنجشكها ميچرخيدن
1
نه بابا اماده نیست
باشه دنیا جونم غذاتو من میخورم تو پیتزا بخور...باوشه..
نه طوري نيست من از هر دوتاش ميخورم
این پیتزا الان نا آمادست ؟؟
نه
نداشته باش
چراااااا؟
پسر دستت درد نکنه چه عجب یکی بوگاتی دوست داره لایک کاربری شدی
گرفتی دیگه فکر نکن
الان داری امید میدی ؟
نه متاسفم گرفتی دیگه تمومشد الان گرفتی
با این اوصاف داغون تر ترش باس اونایی که شماره رو برمیدارن تا به نیمه گمشدشون برسن باشه حتما استقبال شده که باب شده دیگه :
مشکل اینه دسشویی مردونس اما انگاری مرد رویاهاشون تو دسشویی بوده
خب مسیر رفت و آمده دیگه میبینن همیشه یا راهی هست یا راهی باید ساخت
به حرمت ِ همون دسشویی ایشالا خوشبخت شن
تند میزنه
آره خیلی
تند بزنه
وقتی مشکل قلبی داشته باشی عادی نیست
خب من ندارم عادی هم هست
دخترا رو که میشناسی
من ك حاضر نيستم از زير كولر تكون بخورم تو اين گرما
اخی یاد دوشانم افتادم
غصه نخور واست یکی میخرم
میسی
عمو من سلام کردم
سلام صدفی جان... ببخشید به خدا متوجه نشدم... تو عزیز دل عمویی خانوم
میدونم،چون اگه متوجه میشدی جواب میدادی.ممنون لطف داری
صدفی
ای شومپت پس تو از محل کارت میای دونبالر؟؟
يكي اين پسره رو توجيهش كنه (#Conor )
حووووووسين
توجیه شدم
زود !! یه 28 روز دیگه
میدونستی ایرانیا پیتزا رو اختراع کردن؟؟؟؟؟
اگه اون نون و روغن رو می گی به اون می گن نون روغنی نه پیتزا !
تو زمان هخامنشیان درست شده!!
عزیزمن پیتزا رو توی ایتالیا توی جنگ یکی از سربازا یک غذای فوری درست کرد اسمش هم گذاشت پیتزا
2
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبلوووووووووووي همه ش بده خُ
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل1.2.3 چون درد دارن

13 سال و 2 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایل4 حس نمیشه
من خودم ي دفعه محكم رفتم تو تير برق اونم از اون سيمانياش نصف صورتم فلج شده بود تا نيم ساعت تو خيابون نشسته بودم رو زمين صورتمو گرفته بودم
الان يادم مي افته ميميرم از خنده ولي اون لحظه خيلي حال بدي داشتم احساس ميكردم دور سرم گنجشكها ميچرخيدن 
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبل1
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبل