reza
بلایی که کلیسا سر مسیحیت تو قرون وسطی آورد ...
reza
اون بیتِ حافظ که میگه : من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش .. هر کسی ان درود عاقبت کار که کِشت ..کاسه کوزه امر به معروف و نهی از منکر رو بهم ریخته کلن
reza
نَفَس بر آمد و کام اَز تو بر نمی آید ... فغان که بختِ من از خواب در نمی آید
reza
بابام وقتایی که اعصابش خورد میشه میگه خدا دیازپام انداخته
reza
اینکه من تو دنبالر کسایی رو که پستاشون با اعتقادات من سازگار نیست و میره رو مخم رو دنبال نمیکنم نشون میده که یه جای کار خودم میلنگه
reza
من متاسفم که کُردی یاد نگرفتم
شجریان
آخ به قربون خَمِ زُلفِ سیاهت .. زُلفِ سیاهت .. فِدای عارضِ .. فِدای عارضِِ .. مـــانندِ ماهِت
reza
زِ کُجا آمده ام آمدنم بَهرِ چه بود ؟؟؟
reza
تمام خاطره ها از کسی که دیگر نیست ... شبیه قصه ی تلخی به یاد می آید
reza
لیوان بعدی قرص های حل شده در سَم ... باور بکن از هیچی دیگر نمیترسم
reza
اَز تو به كوی كسی كه بوی كفن میداد ... جهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....