Deliiii
ما به دنیا اومدیم… اما دنیا به ما نیومد…
Deliiii
“دل” این کلمه ی بی نقطه، گاهی برایت تنگ می شود تا حد یک نقطه… :: :: یه زمانهایی میرسه که واحد سنجش دلتنگی ، “نگاه به موبایل بر ثانیه” میشه… :: :: اصلا من به درک ؛ دل خیابانهای شهر تنگ شده برای رد پایت… :: :: سهم دلتنگی من قطره اشکی ست که در پشت قدم های تو آرام چکید… :: :: دلتنگی نه با قلم نوشته می شود نه با دکمه های سرد کیبورد… دلتنگی را با اشک می نویسند…
Deliiii
tavalodame b salamati pedaram bord mano noke ghole hol dad k beparam gof b man pesaram shhhhak nakon y zaram y ruzi miad migi man az hame ina behtaram...
Deliiii
حوصله ی حرفای خودتم نداری می خوای آروم باشی ولی نمیشه که نباری تو هر روز و هر شب و هر دقیقه فقط اشکاته که باهات رفیقه کسی حال این روزاتو نمی فهمه از خودت می پرسی که چرا اینه سهم من از این دنیای سرد و بی رحم که اینجوری زندگی کنم و بعد بمیرم
Deliiii
یه وقتایی یادم میره الان کجام حس می کنم پاهام از زمین جدان ساعت ها به یه نقطه خیره میشم تموم رنگای روشن رنگ تیره میشن دیگه یادم میره لبخند بزنم باورم نمیشه که این آدم منم که تنها و ناراحت و ناامیدم کاش خواب بودم این روزا رو نمی دیدم
Deliiii
یا ایها المخاطب خاص : هر یک ساعت بدون تو برای من شصت دقیقه میگذرد … بععععععععععععله …