dorna
سهم من تنها گرمای دستانی بود که تو آن را از من دریغ کردی
dorna
تو که میدانستی با چه اشتیاقی… خودم را قسمت میکنم… پس چرا … زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی… برای خداحافظی …خیلی دیر بود… خیلی دیر !!
dorna
خیلی وقت ها، خیلی دیر آدمهای اطرافت را میشناسی، آنوقت تازه یاد میگیری به خیلی ها بگویی، لطفأ نزدیکتر نیا !!
dorna
تازگی ها فکر میکنم بزرگترین خدمت به یک انسان آن است که متولدش نکنی
dorna
تو متعلق به یکی دیگه بودی ولی من بهت گفتم عاشقتم گفتم دوست دارم پس: جرمم اين است: دوستت دارم. گناهي لذت بخش تر از اين نيست، مجازاتش را خواهم پذيرفت و برايت هر كار خواهم كرد حتي جدايي از تو، اگر بخواهي و خواستهاي . . . اما حافظهام را نمي تواني مجازات كني چون خشنود به جرم است چون هنوز هم ... هنوز هم ... هنوز ... هنوز هم دوستت دارم... پس تا همیشه مجرم میمانم....
dorna
تنها گرگ ها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستو ها هم لباس مرغ عشق بر تن می کنند عاشق که شدی کوچ می کنند...
dorna
دوباره سیب بچین حوا ... من خسته ام ... بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند.
dorna
نرنجم که با دیگری خو کنی.. تو با من چه کردی که با او کنی ؟!
dorna
نه اسمش عشق است،نه علاقه،نه حتی عادت... حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست