†††EDDIE†††
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
†††EDDIE†††
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
†††EDDIE†††
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروبایی نکنیم
†††EDDIE†††
به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد
†††EDDIE†††
گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست
†††EDDIE†††
حکایت ها که با تو از دل بی تاب می کردم اگر با سنگ می گفتم دلش را آب می کردم
†††EDDIE†††
تنها كسي كه مرا درك مي كند يك روز زادگاه مرا ترك مي كند
†††EDDIE†††
به اندازه قشنگی چشم های ستایش.به پاکی عشق طاهر.به مامانی بودن نازگل.به حسودی انیس.به زن ذلیلی صابر.به مهرومحبت آتی.به اندازه دارایی حشمت فردوس دوستت دارم
†††EDDIE†††
کشتی قلب مرا موج نگاه تو شکست گر صبر کنم تو هم مرا خواهی شکست
†††EDDIE†††
ندیدم بهاری / محبت ز یاری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری
†††EDDIE†††
شب تنهايي با هم.. شايد اينگونه سزاوار فراموشي نبود چقدر با عجله... غبار مي تکاني از ردپاي آخرين خاطراتمان کنون اي اولين و آخرينم کاش احساس آبي مرا مي شنيدي. تا هميشه به تماشاي شب ميروم و تکه هايي از عشق مدفون ميراث من است و قلمي که هيچ گاه نتوانست آخرين حرفهاي مرا با تو بگويد
†††EDDIE†††
در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه كردم در بي كسيم براي تو كه همه كسم بودي گريه كردم در حال خنديدن بودم كه به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه كردم در حين دويدن در كوچه هاي زندگي بودم كه ناگاه به ياد لحظه هايي كه بودي و اكنون نيستي ايستادم و آرام گريه كردم ولي اكنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي كه به خاطرت اشك هايم را قرباني كردم
†††EDDIE†††
كسي كه الفبا رو اختراع كرد يه اشباهه خيلي خيلي بزرگي كرد و اونم اين بود كه : ميون I و U رو فاصله انداخت