تو عمرتون یک همچین عشوه با حالی دیده بودید؟
با این عکس برگشتم به دوران کودکی که عشقها مدل دیگه ای بود نه به فکر رختخواب بودی و نه به فکر پیچوندن و دروغ و ژست الکی و قیافه گرفتن و کلاس گذاشتن همه چی ساده و بی ریا بود و تنها دل خوشیت خنده طرف بود
آدم هر چی بزرگتر میشه مثل اینکه پدر سوخته تر میشه
بلا نسبت شما البته ^.^
.. همه اینو می دونن ..که بارون.. ..همه چیز و کسمه.. ...آدمی و بختشه.. ..حالا دیگه وقتشه.. ..که جوجه ها را بشمارم.. ..چی دارم چی ندارم.. ..بقاله برادرم.. ..می رسونه به سرم.. ..آخر پاییزه... ..حسابا لبریزه... ..یک و دو ! هوشم پرید.. ..یه سیاه و یه سفید... ...جا جا جا.. ..شکر خدا... ... شب و روزم بسمه..