دیروز از سر جلسه اومدم بیرون نظافتچی ساختمون نشسته بود رو صندلی بلند شد اومد طرفم با لحن عصبانیت گفت: پالتوت خیلی کوتاهه همونو نپوش دیگه همین شماها دانشگاهو به گند میکشین ... منم خیلی خونسرد گفتم: اولا به تو هیچ ربطی نداره دوما دستشویی ساختمونا خیلی کثیفه تمیزتر کار کن که کارتو از دست ندی بعدشم یه با عشوه از پله ها اومدم پایین