...Ali
توسط موبایل
ﻭ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ .....ﺭﻭﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ....ﭼﻪ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺷﻮﺭﯼ
...Ali
توسط موبایل
«عزیزم! امروز روز تولد مریم است. لطفاً موقع برگشتن، یک عروسک برایش بخر». مرد یادداشت را دوباره در جیبش گذاشت. ... بعد از جشن تولد که مهمانها رفتند، مریم مشغول بازی با عروسک جدیدش شد؛ پدر، طوری که کسی نفهمد و در حالی که لبخند می زد، به او گفت: «ولی اصلاً دستخط مامانت رو خوب تقلید نکردی!». ... ﻋﺮﻭﺳﮏ /ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺒﯿﻨﯽ
...Ali
توسط موبایل
ﺯﺧﻢ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ...ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ...ﺑﻪ ﭘﻮﭼﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ...
...Ali
توسط موبایل
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻣﺎﻩ ﻧﺎﻣﻪ ..ﻫﻤﺸﻬﺮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ...ﺭﻓﺖ ﺗﻮﯼ ﻟﯿﺴﺖ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﺠﻼﺕ ...
...Ali
توسط موبایل
ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯽ ﺷﻢ..ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﺸﻮﺭﻩ ﺍﻡ ﻫﺮ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ.
...Ali
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺧﺪﺍﯾﺎ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ ؟
...Ali
توسط موبایل
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﻬﺮ ﺍﺳﺖ ...ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ...ﮐﻪ ﺩﺭﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ...