حالی از من نمی پرسی / که چه می کنم چطورم / که امید با تو بودن / سایه انداخته به دورم / حالی از من نمی پرسی / از منی که بی قرارم / من که آرزویی جز تو / توی این دنیا ندارم #تو-چطوری#حسن-شمائی-زاده@✿.•*´BITA ✿.•*´
عکس سه سالگیم به همراه کامران پسر همسایمون... یه سال از خودم بزرگتر بود... 24 سال همسایه بودیم... 24 سال همدیگرو میدیدم... همبازی دوران بچگیم... متاسفانه چند ماه پیش تو یه سانحه تصادف درگذشت... روزی که خبر مرگشو شنیدم تا ساعتها شوکه بودم... همون موقع داشتم با یکی از دوستای دنبالریم حرف میزدم... نمیخواستم بدونه بغض دارم ولی بهش گفتم ناراحتم... بعد از تماسمون نشستم روی پله های حیاطمون... گریه نکردم ولی تا تونستم اشک ریختم... هنوز سرخاکش نرفتم...