#سفر ب ِ سمت ِ شهر ِ زیبای ِ #درگز ... ( متن کامل در دیدگاه اول و دوم گذاشته شده ، به همراه توضیح دادن در مورد ِ عکسهای گرفته شده از نگاه ِ دوربین ِ گوشی تقدیم ِ #نگاه ِ قشنگتون ) ...
#رفیق خودش هم دقیق نمیدونه اما بعد از ماه رمضان . منم بعد ِ ماه رمضا اگه مرخصی جور شه میخوام ی ِ هفته یا برم سمت ِ تهران بعد ، رشت ، بعد اردبیل یا هم اهواز : )
#امیرحسین از اون تیکه هاش رفتم واست عکس میگیرم دفعه بعد عجب سربازایی بودنا
به این احساس خوبی که / همیشه وقتی تاریکه / مث هرم نفس هاته / صمیمی گرم و نزدیکه / به چشمایی که می بینم / تو چشمام داره گم میشه / به این آینده یه تو راه / به این راه ی که در پیشه / به این که عاشم هستی / به حسی که تو قلبت هست / می دونم اعتباری نیست / می دونم دل نباید بست #کسری-احمدی#شبیه-عشق
مهران مدیری در یادداشتی که در کتاب مرحوم خسرو شکیبایی تالیف الهام قره خانی منتشر شده، به تمجید از مرحوم شکیبایی پرداخته است , نوشت: مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد. احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.
از روزی که او را شناختم و از اولین باری که او را دیدم، حالش خوب نبود. اصولا هیچ وقت حالش خوب نبود. منظورم بدحالی جسمانیاش نیست. احساس خوشبختی درونی نداشت. از آن آدمهای غمگینی بود که ذاتا اندوه را در خود داشت. این در صدایش بود. در لحن گفتارش بود، در چشمانش بود و در حرکت دستانش.