باران تویی هر قطره آوازت خوش است / جانم بده دنیای ما عاشق کش است / باران تویی عطر تو در شبم خوش است / درمان تویی وقتی که دنیا ناخوش است .... باران تویی هر قطره آوازت خوش است / خوش می زنی هر پرده سازت خوش است / همران من در کوچه باغ کودکی / شب قصه ی آغاز و پایانت خوش است
کسی حال مرا هرگز نفهمید / دلیل گریه هایم را نپرسید / گناه عالم ی را بر دم از یاد / گناهم را کسی بر من نبخشید / کسی بر حلقه ی این در نکوبید / من و شب پر سه های تلخ تردید
آقای #مشایی با عکاس آمدند و دیدم یک پاکت به آتیلا داد. وقتی فهمیدم #پول داخل پاکت است سریع گفتم بدو برو پاکت را پس بده و بگو شما بیشتر از من به این پول نیاز دارید...
خیلی از مسئولان آمدند. من احتیاجی به کمک آن ها نداشتم.آن ها عددی نیستند که بخواهند به من کمک کنند، در اندازه این حرف ها نیستند که بخواهند به #ناصر#حجازی کمک کنند...
خیلی کوچک تر از آن بودم که بدانم #پدری در #زندان وقتی پسرش را می بیند و می داند که این آخرین بار است که او را، جگر گوشه اش را،آخرین امید زندگی اش را در آغوش می کشد،چه حالی دارد و #زخم زندگی و نیشتر مرگ و تند باد حادثه را چگونه تا مغز استخوان خود حس می کند.... سیب قندک / علی اکبر #کسمایی