@✔کتــ☾ــے ... کاش به شهر خوب تو...مرا همیشه راه بود...راه به تو رسیدنم...همین پل نگاه بود...مرا ببر به خواب خود...که خسته ام از همه کس... که خواب و بیداری من...هر دو شکنجه بود و بس...
شازده کوچولو : « اگر به آدم بزرگها بگویید یک خانهى قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجرههاش غرقِ شمعدانى و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. باید حتماً بهشان گفت یک خانهى (چند) صد میلیون تومنى دیدم تا صداشان بلند بشود که: — واى چه قشنگ! »