امیررضا عطری
فاصله ی حرف تا عمل ... !!!
امیررضا عطری
چشم تو ، فدای همه چشم چرانهای شهر ... / کنار خیابان شریعتی تهران چند موتور سوار دارند دختری را به زور سوار می کنند که روحانی جوانی برای کمک به دختر ، به سمت آنان می رود شیشه نوشابه ای را خرد می کنند و چشم راست فرزاد را می درند...پزشک می گوید چشم او تخلیه می شود روحانی جوان قبل از بیهوشی می گوید" الحمدلله به قیمت یک چشم موفق شدیم ناموس مردم را نجات دهیم " چشم تو ، فدای همه چشم چرانهای شهر ... فدای همه جوانهایی که کنار کهف الشهدا با دوست دخترشان برف بازی می کنند ! فدای چشم هیز کارمندانی که دنبال صید ارباب رجوع بی سرپرست و جوانند ...
نگو ، " ســی هــزار کــوفــی " ، کربلا آمدن ،
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 54 دقيقه قبل"حــسیـــن " را بکشند!! "کــوفــی " که می گویی ،
دور " خــودم " و " خــودت " را" خــط قــرمـزی " می کشی!!
بگو : " سی هزار گنـــه کــار "!!
آن وقت ، مـــا هم تـــا "تــرک گــنـاه " نکرده باشیم.
در این "دایـــره " هــستــیم!
♡
「❤」 در عـقـــل نـمـی گـنـجــد ؛
این نـکـتــه کــه در عـالـم ؛ لـب تـشـنـه کـسـی مـانـد ؛
بـا مـنـصـب سـقـایـی 「❤」