هیچی حسین
کاش هیچ وقت نتونی بفهمی که چقدر سخته
حتی وقتی شیر یا دوغ میبینم یادش میفتم
یاد اون شبایی که واسه درد کلیش گریه کردم
حسین اشتباه منو تکرار نکن
ب خدا اخرش جداییه...
نعره های بی عمونم گوش اسمون و کر کرد
اما فریادمو نشنید که داره دیر میشه برگرد
آی به گوشش برسونید کسی جز من نمیتونه
کوله بار غصه هاش و روی دوشش بکشونه
این همه پیغوم و پسغوم فرستادم تا بدونه
داره دلواپسی دنیام و ب اتیش میکشونه
(اما مثل این که دوست نداره این و بدونه..)