علی
راستی بهتون گفتم جریان تعقیب سگ در بین راه رو..؟
علی
داریم میریم جمکران بچه ها .. ، هرکی خواست بگه تا دعاش کنیم..
علی
با این که میدونم باید فراموشت کنم و تو هم فراموشم کردی و همه چیز دیگه تمومه.. ، اما نمیدونم چرا یجورایی ته دلم هنوز منتظرتم..
علی
دووووووستان و عزیزان شب همتون بخیر..
علی
تا دقایقی دیگر خدا حافظ..
علی
بچه ها من نمیدونم کی ولی انگار به کسی قول رفتن فوتبال دادم ، دارم میرم فوتبال.. ، خدا نگه دار
علی
شب همه ی دوستان گل و خوب دنبالری پر ستاره باشه.. - خدانگه دار..
علی
همه دوستان ، عزیزان منو قانع کردن که بازم تیکه بندازم و شوخی و.. پس از این به بعد هنگام اومدن به دنبالر برای اطمینان ضد گلوله الزامیست
علی
بچه ها من از همه عذر میخوام - تواین مدتتیکه خیلی انداختم و کلا ادم شوخی بودم.. - در مجموع دیدم عوارض داره - تصمیم گرفتم از این به بعد کلا ادم جدی باشم - انشالله دیگه اصلا تیکه و .. نمیندازم.. - پس اگر باشم جدی هستم.. - ممنون..
علی
بچه ها اگه حسین بهتون نگفته من میگم از طرف منو حسین خداحافظ چون داریم میریم بیرون..
اه همین؟؟؟ علی مال ِ خودمون هیجانش بیشتر بودا ماشین از روم رد شده بود تقریبا
15 سال و 4 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 2 دقيقه قبلاره دوستان اینم بگم ، اول من وایسادم اونجا قشنگ سفید کردم بعد راه افتادم و دویدم
15 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلاما حسین در ثانیه اول دیدم جیم فنگ و زده..
جالب اینجاست که منم وقتی تو اون شرایط 20 قدم دویدم از حسین جلو افتادم ، اخه اقا نزدیک بود بره زیر ماشین..
ولی حسین اون موقع سگه پشت دیوار بود..
اینجا سه چهار تا سگ قشنگ به 5 متری مون رسیدن
اون موقع ما تو شهر بودیم و نور و امکانات و جاده صاف زیر پامون و..
اما الان تو بیابون و زیر پامون خاک زراعی که پامون توش فرو میرفت و کلی تیغ و گل و گیاه و..
و تاریک تاریک ، توری که ددن جلوی پامون واقعا نزدیک به محال بود..!
پایم یه سر یبریم رویه شگا رو کم کنیم
15 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبلبریم..
15 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبلمن دویدم تو مغازه..
بعد که اتیشا خابیدن اومدم گفتم چیشد ، چرا جا زدین..
سگای ترسو کم آوردین



15 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبل