چگونه بگویم ؟ اصلا از چی بگم ؟ از این همه تنهایی ؟ یا از این مرحم تنهاییم که فقط سیگار شده ؟ ولی بدون این مرحم الان جای خالیه تورو واسم پر میکنه . منو درک میکنه . . . . . ! همون کارایی که تو هیچوقت نکردی . . . !!!!
آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود تمام شد ! امروز با تو بودن یا نبودن فرقی ندارد... سیگار باشد یک خیابان و برگهای زرد پاییزی... من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!!