٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
بچّه تهران اومدم و من مردِ میدان اومدم با یه پیکانِ اتاق هفتِ جوانان اومدم من با کلّه مثلِ زین الدّینِ زیدان اومدم..............
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
تو که باشی منم هستم...........
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
واااااااااااااااااای واااای وااای چ امتحان سختی بود ! یکی از بچه ها گریه میکرد.....!
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
واااااااااااااای الان از امتحان اومدم ... امتحان و خراب کرذم...........!!!!!!!!!!!!!
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
اگه تو تاکسی و اینا چار پنج تا اسمس دادین دستتون خسته شد بدید بغل دستیتون ادامه شو براتون بنویسه. اون بیشتر در جریانه!
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم..............!!!!!!!!!!!! چرا واقعا؟