Rv!N@$
مرگ کجایی که زندگی مرا کشت...
Rv!N@$
گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه دلم با اوست آگاه شوم این بار که دلتنگی را بهانه کردم فردا چه کنم؟؟
Rv!N@$
یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره.
Rv!N@$
درد من چشمانی بود که به من اشک هدیه میداد به دیگران چشمک....
Rv!N@$
اسباب بازی هایش را جمع میکردم... ماتم برد...! وقتی دلم را میان انها دیدم!
Rv!N@$
یه دقایقی هست که از تنهایی دلم میگیره خودمو بغل میکنم و میگم غصه نخور دیوونه من باهاتم...
Rv!N@$
دلم چیزی نمیخواهد جز یک اتاق تاریک یک موسیقی بی کلام یک نخ سیگار و خوابی به آرامی یک مرگ...
Rv!N@$
به یاد کسی که براش همه کس بودم اما حالا فقط غریبه ام....!!
Rv!N@$
خسته ام باور کن از این سئوال های بی جواب که هر لحظه میپرسم یعنی الان کجاست...؟
Rv!N@$
تو آنجا ... من اینجا ... همه راست میگفتند تو کجا و من کجا؟
Rv!N@$
زمانی فراموشت میکنم که بالای سنگ قبرم خاطرات را مرور کنی
Rv!N@$
چه شوری میزند دلم وقتی ... در چشم دیگران انقدر شیرین میشوی