سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
پیراهن آبی ات را از ماهی های قرمزم گرفتی. یخ های جهان دلشان به حال ماهی ها سوخت آب شدند از آن سر دنیا آمدند درست توی چشمانم خانه کردند. ماهی ها از من سرازیر شدند آبی پوشیدند.. آدم ها_ در تلویزیون از تغیر آب وهوای جو خبر دادند! ( برداشت آزاد - س.الف.ث )
سید احمد ثاراللهی
یه امامزادهای هم باشه که حرف نزنه، شفا نده، کاری نکنه؛ فقط گاهی یه میسکال بندازه برات!
سید احمد ثاراللهی
یار من مائده را می ماند ... از بهشت آمده را می ماند / عشق پیرانه سر و روی جوان ... کار بی فایده را می ماند
سید احمد ثاراللهی
تو نباشی نمیـشود. تو نباشی دنبالر مرا حبس میـشود حتا ! باید باشی. بیای لایک بزنی که یعنی فهمیدی چه مرگمه. باید کامنت هاتو بخونم. تو که به تنهایی دو تا از دلایل دنبالر اومدن منی! باید باشی رفیق. هزار و یک مخاطب خاص و عام نمیـتونه جاتو بگیره. باید باشی.
سید احمد ثاراللهی
یه مرضی که دارم اینه که هیچوقت به رفیقام و دوستام نمیـگفتم که چقدر برام عزیزند و اصولا فکر میکنم خودشون بای دیفالت میـدونن! بچه ها در توصیف ِ من میـگفتن احمد هر کیو بیشتر دوس داره بیشتر نگاش میکنه!
سید احمد ثاراللهی
از گلوی ِ آماسیده به بغض پاسخی نمانده بر جای منی را که هر روز ِ هنوز دور ِ از نگاه ِ تـو پُرسان پُرسان قدم شده ام /کسی از چشم هایت به تـو گفته؟/
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل(س.الف.ث)