سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ترسم من از زمانی کز یاد رفته باشم ! (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
بعضی ها ... ! ( در همین حدن شایدم کمتر )
سید احمد ثاراللهی
مچّه = چانه ( چونه ، فک )
سید احمد ثاراللهی
بعضی وقتا دور خودمون دیوار می کشیم ، اما نه به این دلیل که مردمو از خودمون دور نگه داریم ؛ فقط واسه اینکه ببینیم برای کی انقدر مهمیم که بزنه این دیوارو خراب کنه !
سید احمد ثاراللهی
تو کز محنت دیگران بی غمی ... نشاید که نامت دهند آدمی
سید احمد ثاراللهی
دل تمنا می کند تا من بسازم خانه ای ... عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه وقت هائی دل ، آمدن یه نفـــــــــــــــــــــــ ـــر رو میخواد، نه برای یه ساعت ، یا یه روز ، بلکه برای یه عمــــــــــــر !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
کسی نمی دانست که ما در تنهایی خود تنهاییم !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبل(س.الف.ث)