سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دانه به دانه بیرونم میکنی و دانه به دانه تهی میشوی ! (س.الف.ث)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شب در کارنامه ی سیاه زندگیش ، بی نهایت ستاره دارد !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وقتی از ناراحتی منفجر شد همه بدنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند !
سید احمد ثاراللهی
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی ... به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در کوچه رویاها قرار داشتیم ،اما خیالش بد قولی کرد !
سید احمد ثاراللهی
وفا نکردی و کردم، جفا ندیدی و دیدم ... شکستی و نشکستم، بریدی و نبریدم
سید احمد ثاراللهی
تا كه زمنطق پرسيدم عشق چيست ... در جوابم اين چنين گفت و گريست / ليلي و مجنون فقط افســــــــانه اند ... عشق در دست حسين بن علـــيست
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل(س.الف.ث)