سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
خسته ام از انتظار می ترسم ! از کهولت سن ، بیا !! سخت در آغوشم بگیر ، نوازشم کن شاید فردا دیر است ! ( س.الف.ث )
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی !
سید احمد ثاراللهی
می ترسم عاشق شوم می ترسم بایستم که نفس تازه کنم زمین هم دست بزند زیر چانه اش بیکار شود دنیا زل بزند به عاشقی ِ من!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هنوز بهار نیامده نسیم ، عطر و بوی تو را آورد . پنجره جرجر می کند و در ، گرگر ... ! (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
در سینه پنهان کرده ام گنجینه ای از داغ غم ... تا می توانی سعی کن ای عشق ، در ویرانیم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام ناتمام من با تو تمام میشود !
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبل(س.الف.ث)