سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
روبان آبی موهای ماهی م را آب برده است (س.الف.ث)
سید احمد ثاراللهی
در ماتم او، شریعه خون میبارد ... خورشید به هر طلیعه خون میبارد / در غربت دستهاش، همپای فرات ... همواره نگاه شیعه خون میبارد
سید احمد ثاراللهی
دنیا هنوز تشنه ی یک جرعه سیب توست ... چشمش پی اجابت امن یجیب توست / لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست ... تو آشنا ترینی و غربت نصیب توست
سید احمد ثاراللهی
گر نمي کوشي به درمانم به آزارم مکوش ... مرهم دل نيستي، بر سينه پيکاني چرا؟
سید احمد ثاراللهی
قلب هر خاکی که بشکافد، نشانش عاشقی ست ... هر گلی که غنچه زد، نامش شقایق می شود
سید احمد ثاراللهی
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ... کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
سید احمد ثاراللهی
محبوب دلم ز من جدایی تا کی؟ ... من درطلب و تو بی وفایی تا کی؟
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل(س.الف.ث)