سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
در ماتم او، شریعه خون میبارد ... خورشید به هر طلیعه خون میبارد / در غربت دستهاش، همپای فرات ... همواره نگاه شیعه خون میبارد
سید احمد ثاراللهی
تا كه زمنطق پرسيدم عشق چيست ... در جوابم اين چنين گفت و گريست / ليلي و مجنون فقط افســــــــانه اند ... عشق در دست حسين بن علـــيست
سید احمد ثاراللهی
در سینه ی ما نیست به جز درد، عمو! ... افتاده فرات دست نامرد، عمو! / سوزاند عطش گلوی ما را اما ... ما آب نخواستیم، برگرد عمو!
سید احمد ثاراللهی
دنیا هنوز تشنه ی یک جرعه سیب توست ... چشمش پی اجابت امن یجیب توست / لطفت نصیب هر دو جهان شد عجیب نیست ... تو آشنا ترینی و غربت نصیب توست
سید احمد ثاراللهی
ياس ها ياد آور پروانه اند ... ياس ها پيغمبران خانه اند / حضرت زهرا دلش از ياس بود .. دانه هاي اشكش از الماس بود
سید احمد ثاراللهی
تـوي آسـمـون قـلــــبـم مـي نـويـسـم بـا گل يـاس ... كه من از بچگي بودم مـريـد حـضـرت عــبّـاس
سید احمد ثاراللهی
دل خوش از آنیم که به حج میرویم ... غافل از آنیم که به کج میرویم / کعبه به دیدار خدا میرویم ... او که همینجاست کجا میرویم
سید احمد ثاراللهی
نوکری ننگ است اما گاه دارد افتخار ... هر که نوکر بر حسین گردید آقایی کند
سید احمد ثاراللهی
تو حاضری و منم غایب از رسیدنها ... دعا کنی تو برایم ظهور خواهم کرد
سید احمد ثاراللهی
هلا اهل حرم بیرون بیایید ... حسین آهنگ میدان کرده اینک
سید احمد ثاراللهی
لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید ... جامی ز زلال آفتابم بدهید / من پرسش سوزان حسینم یاران ... با حنجره عشق جوابم بدهید
سید احمد ثاراللهی
بارون می واسی دو ته یادگاره یکته امی او اولین قراره او یکته او روز که تو مه فال بنی هین واسین خوانم بارون بباره.
سید احمد ثاراللهی
دور از دوچشم حیدر برروی ماه مادر ... آثار ضرب ناگاه کاش اینچنین نباشد
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبل(س.الف.ث)