سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی ... عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟ ---> حافظ
سید احمد ثاراللهی
نمی دانم چه می خواهم بگویم ... زبانم در دهان باز بسته ست ---> هوشنگ ابتهاج
سید احمد ثاراللهی
درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست ... شربت بيماري فرهاد را شيرين كنيد
سید احمد ثاراللهی
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد ... یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
سید احمد ثاراللهی
ز روزگار جواني خبر چه مي پرسي ... چون برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت
سید احمد ثاراللهی
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما ... به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
سید احمد ثاراللهی
تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید ... دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
سید احمد ثاراللهی
داديم ز كف نقد جواني و دريغا ... چيزي به جز از حيرت و حسرت نستانديم
سید احمد ثاراللهی
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد ... جز غم که هزار آفرین بر غم باد
سید احمد ثاراللهی
یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم ... ویران شود این شهر که میخوانه ندارد
سید احمد ثاراللهی
لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور ... ور نه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
سید احمد ثاراللهی
مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست ... آن زمان هر دل فقط يک بار عاشق مي شود
سید احمد ثاراللهی
وفایی نیست در گل ها منال ای بلبل مسکین ... کزین گلها پس از ما هم فراوان روید از گلها ---> شهریار
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 55 دقيقه قبل(س.الف.ث)