دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ژرار دپاردیو

آمدم.بودم.رفتم درباره »
ژرار دپاردیو
مرد
امتیاز: 678

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(152 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان چرا که دوست تر دارندمان وقتی دوستشان نمی داریم

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

هركه را از دست می دهیم بی آنكه بخواهیم پاره ای از وجود ما را می برد . پس سعی كن كمتر از دست بدهی تا وجودت صد تكه نشود .

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

واسه این بی کسی ام حتی تو هم کس نبودی من فقط خیال می کردم ٬ تو مقدس نبودی ...

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

امشب وجودم خسته است از سردی دل های سرد آیا تو هم در یاد من هستی در این شب های درد ؟!

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

روزی شیخ به همراه چند تن از مریدان مایه دارش حوالی بلوار اندرزگو مشغول دور دور بود. تیپ خفن شیخ باعث جلب توجه نسوان (خانومها!) حاضر در محفل دور دور شده بود. به ناگه شیخ که کمی آب انگور نوش جان کرده بود و بالا بود چشم مبارکش به حوری ظریف اندامی افتاد. پس شیخ شیشه برقی اتومبیل مرید را پایین داد و چشمکی همچین تو دل برو به دختر همی زد. و دخترک خنده ملیحی به شیخ نثاره کرد! در کمال نا باوری شیخ از دادن نمره تلفن خویش اجتناب نمود! مریدان خشتک بر کف ماندند که یا شیخنا کار را آن کرد که تمام کرد! چه حکمتی در ندادن نمره تلفن بود؟ شیخ پاسخ داد همانا دختران آهن پرستند. او از برای ماشین مرید بر ما خنده زد که اگر فردا با پیکان خودمان او را بیرون ببریم تازه هویت واقعیش معلوم میشود! مریدان چو این سخن شنیدند، به ترتیب حروف الفبا از ماشین پیاده شده دست بر سر زنان و کلاغ پر کنانتا اتوبان صدر رفته از خروجی اول وارد خیابان شریعتی شدند و از پل رومی دوباره به قیطریه رسیدندیو در این حلقه تا ابد باقی ماندند!

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده… فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:”آیا این تبر توست؟” هیزم شکن جواب داد: “نه” فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد: “نه”. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ آه فرشته، زنم افتاده توی آب. فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره! فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب کردی، این نامردیه “ هیزم شکن جواب داد : آه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر ل{-1

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

تو را احساس میکنم با تک تک ضربانهای قلبم

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ارامش یعنی این که:همیشه ته دلت مطمئن باشی تو سینه کسی که دوستش داری یه خونه گرم داری.

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

سلام

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

چرا صفحه اطلاع رسان درست کار نمیکنه ؟