دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ژرار دپاردیو

آمدم.بودم.رفتم درباره »
ژرار دپاردیو
مرد
امتیاز: 678

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(152 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

هرگز به احساساتی که در اولین برخورد از کسی پیدا می کنی اعتماد نکن ...

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را كه هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

سرگذشت غم هجران توگفتم با شمع آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

واسه این بی کسی ام حتی تو هم کس نبودی من فقط خیال می کردم ٬ تو مقدس نبودی ...

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

فراموش كردن كسی كه دوستش داری ٬ مثل به خاطر آوردن كسی هست كه هرگز نمیشناسیش !

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

امشب وجودم خسته است از سردی دل های سرد آیا تو هم در یاد من هستی در این شب های درد ؟!

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

شب من پنجره ای بی فردا روز من قصه ی تنهایی ها

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر . ولی دردناکتر از همه اینست که ندانی باید صبر کنی یا فراموش...

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز كردن بیاموز.

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

شور و تلخی كه بود نامش عمر آنچنان آش دهان سوزی نیست

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

آن روز که همه به دنبال چشمان زیبا هستند ٬ تو به دنبال نگاه زیبا باش .

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

روزی شیخ به همراه چند تن از مریدان مایه دارش حوالی بلوار اندرزگو مشغول دور دور بود. تیپ خفن شیخ باعث جلب توجه نسوان (خانومها!) حاضر در محفل دور دور شده بود. به ناگه شیخ که کمی آب انگور نوش جان کرده بود و بالا بود چشم مبارکش به حوری ظریف اندامی افتاد. پس شیخ شیشه برقی اتومبیل مرید را پایین داد و چشمکی همچین تو دل برو به دختر همی زد. و دخترک خنده ملیحی به شیخ نثاره کرد! در کمال نا باوری شیخ از دادن نمره تلفن خویش اجتناب نمود! مریدان خشتک بر کف ماندند که یا شیخنا کار را آن کرد که تمام کرد! چه حکمتی در ندادن نمره تلفن بود؟ شیخ پاسخ داد همانا دختران آهن پرستند. او از برای ماشین مرید بر ما خنده زد که اگر فردا با پیکان خودمان او را بیرون ببریم تازه هویت واقعیش معلوم میشود! مریدان چو این سخن شنیدند، به ترتیب حروف الفبا از ماشین پیاده شده دست بر سر زنان و کلاغ پر کنانتا اتوبان صدر رفته از خروجی اول وارد خیابان شریعتی شدند و از پل رومی دوباره به قیطریه رسیدندیو در این حلقه تا ابد باقی ماندند!

ژرار دپاردیو
ژرار دپاردیو

چرا وقتی میخوام تو پروفایل برم میره به داشبرد ؟ نکنه