Glee
آمدم دیدم تو خسته تر ز من گفتم آخر روی تو زیبا کنم
Glee
آمدم گرچه پر و بالی نبود ساختم بالی که پروازی کنم
Glee
آمدم با یک بغل درد از فراق ساده بودم تا تو را معنا کنم
Glee
آمدم در کنج این ویران سرا عشق را با نام تو پیدا کنم
Glee
آمدم تا با دلت نجوا کنم بغض های هر شبم را وا کنم
Glee
با صدای مهربانت غصه هایم رفتنی است با تمام دلخوری ها روی ماهت دیدنی است گر شکایت کردم از عشق حرف من یا تونبود پیش چشمان سیاهت حرفی از رفتن نبود روزها با دیدن روی تومن شب میکنم گر ببینم سر خوشم ورنه مدارا میکنم گفته اند درعاشقی صبر تومشکل واکند من چه گویم صبرهم در پیش تو غوغا کند
Glee
چشمهايي خيس و باراني بازي گنجشكها توي ايواني سهم من از زندگي شايد گریه پنهانی عشق است
Glee
در ذهن اقاقيها بيصدا مردن ميان همصدايي ها كهنه تصوير شكيبايي است
Glee
امتداد يك خيابان رو به تنهائيست
Glee
اگر نتوانستی بالا بروی سيب باش تا با افتادنت انديشه ديگری بالا رود
Glee
اگر انسانها را داوری کنيد فرصت نمی کنيد دوستشان بداريد.
Glee
رفت آنکه در جهان هنر جز خدا نبود رفت آنکه یک نفس ز خدایی جدا نبود افسرد نای و ساز شکست و ترانه مرد ظلمی چنین بزرگ ، خدایا، روا نبود ای بر کشیده سوی دیار فرشتگان چشم تو جز به عالم لاهوت وا نبود بال و پری بزن به فضای جهان روح در این قفس،برای تو،یک ذره جا نبود پرواز کن که عالم جان زیر بال تست جای تو در تباهی این تنگنا نبود مرهم گذار خاطر ما، در عزای تو ، جز یاد نغمه های تو اشک ما نبود
Glee
ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من تو آمد رفته رفته رفت من آهسته آهسته
Glee
ترس از مرگ نارواست... زیرا تا آن هنگام که من هستم ، مرگ نیست و آن گاه که مرگ هست من نیستم. ترس از چیزی که هیچ گاه با آن روبرو نخواهم شد نابجاست. (اپیکور)
Glee
هميشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از اينکه عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم