...یه روز یه مامور زحمتکش شهرداری در حال جمع کردن آشغالا از در خونه مردم بوده می بینه یه نفر یه پوست هندونه انداخته تو پلاستیک گذاشته در خونه پوست هندونه رو هم تا جایی که میشده خوردن . میره زنگ در خونه رو میزنه میگه :اگه با این هندونه کاری ندارید ببرمش!!!.........
نگران نباش عشق من : ) یارانه ام را به حسابم ریخته اند ومــــن، دیگر، #آنقـــــــــدر ثروتمند شده ام که می توانم تورا تا هر کجا که بخواهی برسانم.... راستی … هنوز هم اهل پیاده روی هستی ؟!!