یه روز یه مامور زحمتکش شهرداری در حال جمع کردن آشغالا از در خونه مردم بوده می بینه یه نفر یه پوست هندونه انداخته تو پلاستیک گذاشته در خونه پوست هندونه رو هم تا جایی که میشده خوردن . میره زنگ در خونه رو میزنه میگه :اگه با این هندونه کاری ندارید ببرمش!!!
حالا خانم هستی ایراد نداره!اصلاًرانندگی سخته میدونم!دید نداری استرس داری کلاً حالا از این یه موضوع بگذریم ! ولی دیگه چرخ فروشگاه که ماشین نیست که میزنی ملت رو از کمر ساقط میکنی!!..