kamran
دوست دارم شمعي باشم كه در دل شب ها بسوزم روشني بخشم به جمعي و خودم تنها بسوزم
سید کمال
دلتنگم مثل مادربزرگ بیسوادی که هوای بچه اش را کرده ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد . . .
هیــــــــــوا
دلم اینجا سرد است...دلم اینجا تنگ است...فصل ها بی معنی آسمان بی رنگ است...