دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Glee

من فقط دنبال glee مي گردم.همين! درباره »
Glee
زن - مجرد
امتیاز: 13502

دنبال‌شدگان

(2716 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1020 کاربر)

گروه‌ها

(144 گروه)

بازدید

Glee
Glee

تــا کــه رفـتـیـم یــــــــــار شـدنـد!...تــا کــه خـفـتـیـم بـیـدار شـدنـد!...

faafaa
faafaa

سلام همگی....................خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟

persianboy
persianboy

@Glee دنبال شدی خانوم...........

آزاده ایــرانی
IMG_5709.jpg آزاده ایــرانی

و زرشک پلو تزئین آزاده

این ارسال را بازنشر کرده است.
persianboy
persianboy

سلام به همه .........................................

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

@Glee چرا پسرکم را اذیتش می کنییییی

ali
ali

سلام من اومدم..................................................

Ŧ̊̊̊̊  نـــــــازِِِِِِِِِِِِِِنـــــــــیــــــــن Ŧ̊̊̊̊
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...

سلام

.ܓܨمع الحبیب ...
.ܓܨمع الحبیب ...

جمیعا سلام علیکم ...

Glee
Glee

بچه ها مي دونستين اين علامت دست اين آدمك علامت گروه فراموسونه؟ كسايي كه خداييو قبول ندارن و دارن همه سعيشونو مي كنين كه هويت و تاريخ ايرانو از بين ببرن؟

و 3 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هسツی
donbale.jpg هسツی

دنبالر در کودکی

Glee
Glee

قال علیه السلام عزالمؤمن غناه عن الناس. فرمود عزت مومن در بی نیازی او از مردم است (بحارالانوار ج 72 ص 109)

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
wine_glass_smashing_with_re.jpg گـلـپــری

مرد پولداری در کابل، در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله رستورانی ساخت که در آن موسیقی بود و رقص و به مشتریان مشروب هم سرویس می شد. ملای مسجد هر روز موعظه می کرد و در پایان موعظه اش دعا می کرد تا خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی را بر این رستوران که اخلاق مردم را فاسد می سازد، وارد کند. یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و یگانه جایی که خسارت دید، همین رستوران بود که دیگر به خاکستر تبدیل گردید. ملای مسجد روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود. اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیر دوام نکرد. صاحب رستوران به محکمه شکایت کرد و از ملای مسجد تاوان خسارت خواست. ملا و مومنان البته چنین ادعایی را نپذیرفتند. قاضی هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلو صاف کرد و گفت:

aynor
aynor

گفتم از نامهربان بودن پشیمان میشوی فردا...ولی باور نکردی.....

گـلـپــری
گـلـپــری

قلمی از قلمدان قاضی افتاد. شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی "عبید زاکانی"

گـلـپــری
گـلـپــری

مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» و رفت و نشست. مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست و روز بعد و روز بعد اين اتفاق كه به كابوسي براي مايكل تبديل شده بود خيلي او را آزار مي داد. بعد از مدتي مايكل ديگر نمي تواست اين موضوع را تحمل كند و بايد با او برخورد مي كرد. اما چطوري از پس آن هيكل بر مي آمد؟ بنابراين در چند كلاس بدنسازي، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پايان تابستان، مايكل به اندازه كافي آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پيدا كرده بود. بنابراين روز بعدي كه مرد هيكلي سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هيكل پولي نمي ده!» مايكل ايستاد، به او ز