Glee
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
Glee
جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
Glee
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی به یاد دار محبان بادپیما را
Glee
ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را
Glee
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
Glee
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
Glee
شکرفروش که عمرش دراز باد چرا تفقدی نکند طوطی شکرخا را
Glee
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
Glee
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
Glee
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
Glee
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
Glee
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
Glee
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
Glee
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
Glee
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را