Glee
مرگ گر مرد است گو نزد من آي تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من ز او جاني ستانم جاودان او زمن دلقي ستاند رنگ رنگ
Glee
بر نگیرم پرده ناسنجیده از رخسار عشق دیده هر کس ندارد طاقت دیدار عشق عالم از تدبیر ما جوید گشاد کار خویش من به صد تدبیر عاجز مانده ام در کار عشق
Glee
رفتي و غمت کرد به ما انچه دلش خواست/ /ما را گله ای نيست که از ماست که بر ماست چشمم اگر از اشک شبانگاه چو درياست// ما را گله ای نيست که از ماست که بر ماست
Glee
شب خیز که عاشقان بشب راز کنند
گرد در بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب در بندد
الا در دوست را که به شب باز کنند
Glee
عشق من به خط مشکین تو امروزی نیست دیر گاهیست کز این جام هلالی مستم
Glee
سرار غمش گفتم در سينه نهان دارم رسواي جهانم کرد اين رنگ پريدنها
Glee
تيشه فرهاد اگر در عشق شيرين کوه کند من به مژگان کوه را زير و زبر خواهم نمود
Glee
فرشته عشق نداند ،به اسمان چه روم؟ برای من تو وعشق زمینی ات زیباست
Glee
اشک مرا بخند که هرگز تو گریه را در ناگهان حادثه مهمان نبوده ای
Glee
ياد آزادي است گلزار اسيران قفس زندگي گر عشرتي دارد اميد مردن است
Glee
کاش رویاهای ما روزی حقیقت میشدند تنگنای سینه ها دشت محبت میشدند سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است کاش قانونهای ما یکدم رعایت میشدند
Glee
اب طلب نکرده همشه مراد نیست
گاهی بهانه ست که قربانی ات کنند
Glee
شرح درد دل ما حوصله میخواهد وبس که نگفتیم ونگوییم پس از این با کس
Glee
افسوس که گل رخان کفن پوش شدند از خاطر یکدگر فراموش شدند آنان که به صد زبان سخن می گفتند آیا چه شنیدند که خاموش شدند
Glee
دلم گرفته برايت ، ولي اجازه ندارم كه از نسيم و پرنده ، سراغي از تو بگيرم