حکایت من حکایت کسی ست که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت... حکایت کسی ست که زجر کشید اما زجه نزد... زخم داشت ولی ناله ای نکرد... نفس میکشید اما همنفس نداشت... خندید اما غمش را کسی نفهمید...
بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت ... عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت ... شادمانی بود و من بودم، تو بودی، عشق بود ... عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت ... ! (مهدی سهیلی)
@Glee دانی که را سِزَد صفت پاکی؟ / آن کو وجودِ پاک نيالايد / تا خلق ازو رسند به آسايش / هرگز به عُمر خويش نياسايد / تا ديگران گرسنه و مسکينند / بر مال و جاه خويش نيفزايد / مَردُم بدين صفات اگر يابی / گر نام او فرشته نهی شايد / ... ! (پروین اعتصامی)