رئیسکل بانک مرکزی از افزایش نرخ سود اوراق مشارکت به 17 درصد بر اساس مصوبه شب گذشته شورای پول و اعتبار خبرداد.
به گزارش مهر، محمود بهمنی از جدیدترین تصمیمات شورای پول و اعتبار در نشست دیشب این شورا خبر داد و گفت: در این جلسه تصمیم گرفته شده تا نرخ سود اوراق مشارکت که در گذشته 15.5 درصد بوده، به 17 درصد افزایش یابد؛ ضمناینکه بورس و فرابورس هم بتوانند این اوراق را خریداری کنند.
رئیسکل بانک مرکزی اظهار داشت: از این پس نرخ سود گواهی سپرده عام بانکها با یک درصد بیشتر از نرخهای معمول منتشر خواهد شد و بانکها میتوانند آن را در اختیار مردم قرار دهند.
وی همچنین از تصمیم جدید شورای پول و اعتبار برای افزایش وام ازدواج خبر داد و گفت: با تصمیم جدید شورا، وام ازدواج از دو میلیون و 500 هزار تومان برای هر نفر، به 3 میلیون تومان افزایش یافت که در مجموع برای هر زوج از 5 میلیون به 6 میلیون تومان افزایش یافته است.
رئیسکل بانک مرکزی یکی دیگر از مصوبات شب گذشته شورای پول و اعتبار را ارائه یک ضامن معتبر برای تسهیلات کمتر از 10 میلیون تومان اعلام کرد و گفت: طبق تصمیم جدید، ضامن معتبر فقط کارمند نیست.
بهمنی به تغییر دستورالعمل السیهای داخلی اشاره کرد و بیان داشت: با توجه به شرایط جدیدی که در نظر گرفته شد، جلوی هر گونه سوءاستفاده گرفته میشود؛ ضمن اینکه تا 6 ماه آینده نیز دستورالعملهای بهتری را برای السیها ارائه خواهیم داد.
وی از تاکید شورای پول و اعتبار بر ضرورت استفاده منابع صندوقهای قرضالحسنه در استانهای خود خبر داد و گفت: از این طریق، مناطق محروم و خود استانهایی که صندوقها در آن واقع شدهاند میتوانند از منابع استفاده کنند.
رئیسکل بانک مرکزی در پایان سخنانش در ارتباط با زندانیان معسر نیز گفت: تصمیم گرفته شد تا برای آنهایی که در مواردی مانند نفقه در زندان هستند تا 60 میلیون ریال وام قرضالحسنه در نظر گرفته شود.
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه
چیز شریک باشیم .
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید.
- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟
پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا !