امروز صبح بیدار شدم گفتم در مورد ِ پروژه ای که قرار ِ تایید کنم و پروپوزال بدم موضوع انتخاب کنم ، هی فکر کردم هی فکر کردم دوباره هی فکر کردم ، یهو چشمم خورد به این بازی ِ COD WM3 کلا پروژه رو بیخیال شدم بازیم رو کردم ، والا
خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود. آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با وقاری داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید، با کلامی تکان دهنده گفت: بی کس هستم، اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند.
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 19 ساعت قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./