محرم نبودی ابرکم ، حـُرم ِ نفس های ِ من ُ ، همراه ِ دلتنگی شدم ، هم بغض ِ عاشق بودن ُ ، محرم نبودی تا بگم ، اون مرد ِ تنها که رسید ، هم رنگ ِ چشمات ُ گرفت ، هم یاس ِ رویاهام ُ چید ...
تو آزمایشگاه بودیم ، چند نفر دیر اومده بودن و غیبت خورده بودن ، استاد هم حواسش نبود ، دوستم لیست رو برداشت خیلی ریلکس ، حتی خودکار ازم خواست منم از اون ته کلاس از یه دختره گرفتم ، نمی نوشت پس دادم یکی دیگه ازش گرفتم و دادم دوستم ، دوستم برای ِ خودش رو حاضری زد ولی برای ِ بقیه وقت نشد ... هیچی گذشت چند دقیقه بعد گفت "ا ِ اینجا دوربین مخفی داره که" یهنی پودر شدیم هممون
اینقدر تو کلاسا تیکه میندازیم این دفعه که من خوابم میومد رفتم عقب که شاید بخوابم ، استاد هی اسم رو صدا میزد میگفت این کجاس یکی از بچه ها هر چی میشد می گفت من بودم که ته نشستم اذیت کنم منم گفتم "استاد صداش رو نمیشنوم خودت جوابش رو بده "
استاد رو به خانوما گفت " به نظرتون رهبریت شوهر از چه نوعی رهبریتی محسوب میشه ؟ " کلاس هم همه شد و هر کی یه چیزی میگفت یه کی میگفت کارگرن ، یکی میگفت ما رهبریم ، خلاصه ما دیدیم جو گیر شدن ترکوندیمشون ، یکی میگفت "اسم ِ زن روشه ،ضعیفه" منم گفتم استاد شما واسه اینا شوهر پیدا کن ... "دقیقا همین لحظه کلاس ساکت شد همه شنیدن
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./