مامان بزرگم تعریف میکنه 4-5 سالم که بود یه روزی از خواب بیدار میشن میبینن من نیستم ، هیچی دیگه هر چی روستا رو میگردن پیدام نمیکنن تا اینکه میبینن دارم از سمت مزرعه میام ! بعد فهمیدن چون دیروزش یه چوب کاشته بودم توی ِ زمین رفته بودم ببینم در اومده یا نه ، یه همچین بچه یِ مردی بودم
وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه .... ینی واقعن عاشقشه ، اما .... وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه ؛ ینی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه . { #کپی-پیست }
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 34 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 33 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./