استاد داشت سوال می پرسید ، هیچکس بلد نبود ، هی من و دوستم میگفتیم یاهو مسنجر انگار نه انگار ، از کل ِ دخترا پرسید ُ ما هم چنان داد میزدیم یاهو مسنجر ، آخرشم هیچی استاد دیگه میگفت بابا اینا دارن میگن یاهو مسنجر بگو نمره بگیر دیگه
اومدم خونه میبینم همه با هم دارن میرن بیرون ، میپرسم کجا میگن یه جا کار داریم ، یعنی به تو چه آخه ، بعدشم که همینجوری میرن مسافرت ، اصن چند روز دیگه میام از دانشگاه ، کلید تو در ِ خونه نمیره ، زنگ میزنم یکی میگه خیلی وقت ِ رفتن .
دختر ِ زنگ زده میگه دیگه بهم زنگ نزن ، منم که زنگ نزده بودم و بعد از انکار و اصرار ِ اون آخرشم گفتم ببخشید دیگه زنگ نمیزنم ، گفت به اون کثافت ِ بی شعور که شماره ی ِ من ُ پخش میکنه بگو پخش نکنه !!!! اصن بعضی دخترا خود درگیری + توهم ِ توطئه دارن
امروز ، یکی از استاد ِ مبانی الکترونیک پرسید "استاد من یه مدار دارم به مشکل برخوردم بیارم شما می تونی کمکم کنی" که گفت آره ، حالا سوال ِ من :"استاد وسایل منزل هم تعمیر میکنی ؟؟" کلاس از خنده خفه شد
تیکه ی ِ امروز ، یکی از بچه ها وسط ِ کلاس اومد تو : کلاه و شال از این بافتنی ها کل ِ صورت رو گرفته بود فقط عینکش معلوم بود ، یه چتر ِ خیس ، {اصن بارون نمیومد} ، دوتا کاپشن پوشیده بود ، اومد تو چتر رو چند بار باز و بسته کرد آبش ریخت رو دخترا ، گفت چقدر سرده بیرون ، سوز میاد از خنده وا رفته بودیم دیگه به #احمق گفتم اطلاع میدادی فیلم میگرفتیم
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 40 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 39 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./